مصطفى محقق داماد
30
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
به سربازى رفتن شخص و طبعا زنده بودن او در سال 1360 - صحيح بوده است يا نه ؟ اين فرض از استصحاب اصطلاحى خارج است زيرا زمان يقين و شك متفاوت نيست . بلكه به زنده بودن شخص در سال 60 يقين بوده و در سال 65 در يقين سال 60 ترديد شده است ، پس زمان يقين و شك يكى است و يكى از شرايط استصحاب كه يقين سابق و شك لاحق را در دو زمان متفاوت و مختلف لازم مىداند ، حاصل نيست . ب - شرط دوم اين است كه متعلق يقين سابق و متعلق شك لاحق ، يكى باشد . يعنى همان چيزى كه متعلق يقين سابق بوده مورد شك قرار گيرد . در مثال بالا آنچه نسبت به آن يقين وجود داشته حيات سرباز بوده كه بعد از مدتى مورد شك واقع شده است . دليل اعتبار اين شرط اين است كه اگر وحدتى ميان قضيّه متيقّن و مشكوك نباشد و با اين حال حكم به بقا داده شود ، همان قياس باطل است چون سرايت دادن حكم موضوعى به موضوع ديگر است . ج - شرط سوم اين است كه زمان يقين بر زمان شك مقدم باشد ؛ يعنى قبل از حدوث حالت شك بايد نسبت به مورد استصحاب يقين داشته باشيم . دليل اعتبار اين شرط نيز تعريف استصحاب مىباشد كه حكم به ابقاى چيزى است كه قبلا مورد يقين بوده است . مثلا از نظر موازين شرعى چنانچه ولى صغير فاقد ملائت باشد مىتواند نفقه خود را از مال صغير بردارد . در اين مورد اگر يقين وجود داشته باشد كه ولى صغير مثلا در سال 1350 فاقد ملائت بوده و در سال 1360 نيز دليلى بر ملائت وجود نداشته باشد ، عدم ملائت ولى ، يعنى حالت سابق استصحاب مىشود و از اين نظر اشكالى در بين نيست . ولى چنانچه قضيه معكوس باشد ، يعنى در سال 1360 يقين حاصل شود كه ولى صغير فاقد ملائت است و حق دارد نفقه خود را از مال صغير بردارد ، آيا از اين مىتوان نتيجه گرفت كه ولى مثلا در سال 1350 نيز فاقد ملائت بوده و حق داشته از مال صغير نفقه